تبلیغات
وبلاگ کلاس ششمی ها - داستان آموزنده
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : سمیرامیس


درس اخلاق


معلّم یك كودكستان به بچه‌هاى كلاس گفت كه می‌خواهد با آن‌ها بازى كند. او به آن‌ها گفت كه فردا هر كدام یك كیسه پلاستیكى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى كه از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به كودكستان بیاورند.فردا بچه‌ها با كیسه‌هاى پلاستیكى به كودكستان آمدند...

در كیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ۵ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یك هفته هر كجا كه می‌روند كیسه پلاستیكى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و كم‌كم بچه‌ها شروع كردن به شكایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى كه سیب‌زمینى بیشترى در كیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یك هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این كه سیب‌زمینی‌ها را با خود یك هفته حمل می‌كردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این كه مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شكایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است كه شما كینه آدم‌هایى كه دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد كینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌كند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌كنید. حالا كه شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یك هفته نتوانستید تحمل كنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل كنید؟»

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn